دچارا شعله را آهسته‌تر کن

مجدد می‌نویسم باز آری
قلم نیزه لغت همچو شکاری

توهم پیشه‌ام گفت و صدا زد
دو و چهار […]

گفتم که می‌نویسم اینبار، اگر نباشی

خوبم در این دقائق، آوار اگر نباشی
در راه سرخوشی‌ها، دیوار اگر نباشی

در این بهار بازم […]

حال منو هیچ کس نمی‌فهمه

حال منو هیچ کس نمی‌فهمه
من با تو معنی می‌شدم ساده

چند روزیه اشکم سرازیره
بازم دلم یاد […]

کیش و مات

تو کیشم کردی و ماتیش برام موند

از اون دنیای دیوونه کننده

خیال عشق و تنهاییش برام […]

اینجا؛ دیار ِ عشق

ایــنجا شـریــک اول و آخـر تو می شی و
بازم که گوش درد و دل ما […]

دارم دیوونه میشم

نگاهم کن دارم دیوونه میشم
میشم دیوونه ای شمشیر خورده
اونی که لحظه هاشو برده از یاد
تمومه […]