حال منو هیچ کس نمی‌فهمه
من با تو معنی می‌شدم ساده

چند روزیه اشکم سرازیره
بازم دلم یاد تو افتاده

حال منو هیچ کس نمی‌فهمه
بی تو یه عمره دلخوشی مرده

امروز فهمیدم چرا یک عمر
قلبم از عشقت زخم می‌خورده

حال منو هیچ کس نمی‌فهمه
حتی خود من؛ قبل من بودن

حسی تو قلبم شعله می‌گیره
ترس از کنار جنس زن بودن

حال منو نه تو؛ نه یه دنیا
نه آسمون نه این زمین فهمید

حتی خودم کامل نمی‌دونم
اما می‌دونم قلب من رنجید

حس غریبی دارم این روزا
دنیا قشنگه اما بی رحمه

واسه همینه صبح تا شب میگم:
حال منو هیچ کس نمی‌فهمه

 

6 آذر 1390
بابک حاج عظیم زنجانی (دچار 24)